لج میکنه که نمیخواد بری . بمون تو خونه.
میگم: مگه چی میشه منو ببری پیشش؟ چرا سعی میکنی ازش دور باشم؟ مگه با هم بودنمون چه مشکلی داره؟
- تو واقعا نمیبینی یا خودتو زدی به کوری؟ مگه نمیفهمی اون حتی یه ذره هم دلش برای تو تنگ نمیشه و حتی اگه شیش ماه هم ازش خبر نگیری حاضر نمیشه حالتو بپرسه؟
- داری این جوری میگی که نرم پیشش وگر نه هیچم این طوری نیس.
- دیگه باید چجوری باشه ک بفهمی؟ اون حتی وقتی میاد اینجا هم حاضر نیس زیاد پیش تو باشه. چرا این همه خودتو به نفهمی میزنی؟
پ.ن: این آهنگرو اولین بار با یه هندزفری گوش کردیم :))
برچسب:
نویسنده: آدرین سامانی